خلاصه داستان : داستان سریال آفرینش برج یا خلق برج به گونه ای آمیخته از روایت درام و اتفاقات جنگی می باشد . و حتی حادثه ای 11 سپتامبر را نیز به تصویر کشیده است.  جف دانیلز بکه نقش جان اونیل را اجرا میکند یک شخصیتی به عنوان  رئیس مرکز مبارزه با تروریسم FBI نیویورک شناخته می شود. او متقاعد شده است که ایالات متحده برای حمله به القاعده هدف قرار گرفته است. طاهر رحیم نیز نقش علی سیفان، عامل FBI مسلمان آمریکایی لبنانی-آمریکایی را ایفا میکند . او توسط دشمنان ایالات متحده با انحرافی از اسلام خشمگین شده است و تا زمانی که در فضاهای جمع آوری تروریست ها دخالت کند، به منظور شکار القاعده و جلوگیری از حملات می رود. بیل کمپ نقش  رابرت چزنی، یک جانباز اف بی آی در واحد مبارزه با تروریسم نیویورک را اجرا میکند که علارقم اینکه باز نشسته شده است اما همچنان مهارت بازجویی  را دارد که از مضموان داستان اعتاف بگیرد. لوئیس لغتی به عنوان وینس استوارت، یک عامل FBI هست که به صورت جاسوسی  وارد شده است. وظیفه او مسئولیت اطمینان از اینکه FBI تمام اطلاعاتی را که سازمان سیا انجام می دهد، تحمیل می کند. ویرجینیا کول به عنوان کتی شونسسی، عامل FBI در ستاد مبارزه با تروریسم است. اللا رای پک نیز نقشی به نام  هدر، معلم آموزش را ایفا میکند.
خلاصه داستان : «خوک» فیلم طنزی است که به اندازه‌ی نامش عجیب و خل‌وضعانه است. آنچه که در «خوک» آشکار می‌شود شکنندگی ایگوی مردی (کارگردانی) است که اجازه‌ی کار ندارد و به نظر می‌رسد از مشکلات شدید خشم رنج می‌برد. داستان از جایی آغاز می‌شود که این کارگردان می‌فهمد بازیگر الهام‌بخشش می‌خواهد با کارگردان دیگری کار کند. این نگرانی‌ها البته تا زمانی که سر چندین کارگردان مشهور ایرانی توسط قاتلی بریده می‌شود ادامه پیدا می‌کند. او که دیگر فیلم نمی‌سازد و به کار کردن روی تبلیغات روی می‌آورد صبورانه منتظر روزی است که توسط قاتل به قتل برسد. زمانی که به نظر می‌رسد آن روز قرار نیست بیاید کم‌ کم نگران می‎‌شود که شاید دیگر فیلمساز مهمی نیست. فیلم در نتیجه‌اش ایگوی مرد مدرن فیلمساز را در جلوی لنز یک کمدی-سیاه تحلیل کرده و تخریب می‌کند. با وجود اینکه «خوک» به اوج متافیکشنالی که قولش را داده نمی‌رسد اما به وسیله‌ی بنیاد هوشمندانه‌اش ترسیم بسیار بامزه و خنده‌داری از جامعه‌ای است که هم در واقع و هم به شکلی استعاری در حال از دست دادن سرش است
خلاصه داستان : صدای زندگی روستایی در هر پلان«اسرافیل» موج می‌زند، اما مهم‌ترین ویژگی صدای «اسرافیل» را در قطاری که در تمام سکانس‌های شمالی فیلم می‌بینیم می‌توان شنید. قطاری که آغازکننده قصه ماهی (هدیه تهرانی) و بهروز (پژمان بازغی) بوده است و در پایان هم قصه این دو را تمام می‌کند. «اسرافیل» از عشق و مرگ می‌گوید. از عشق‌های گذشته مثل مردگانی از قبر برخاسته که به دنبال فرجام خود آمده‌اند. داستان عاشقانه ماهی و بهروز در نوجوانی به دلیل رفتارهای سنتی یک جامعه کوچک با المان‌های روستایی ناتمام مانده است و حالا که ماهی عزادار مرگ پسرش از ازدواج اجباری‌اش است بهروز بازگشته و زخم‌های قدیمی را گشوده است. حرف‌وحدیث‌ها بار دیگر ماهی و زندگی‌اش را احاطه می‌کند و زندگی در حال فروپاشی وی را بیش‌ازپیش تهدید می‌کند روایت کاملاً به دونیمه تقسیم می‌شود…سارا دختری است که همه زندگی‌اش به دلیل بیماری روانی مادر تحت‌الشعاع قرارگرفته است و حالا ازدواج با بهروز راه فراری پیش رویش است که نمی‌تواند از آن بگذرد. درست با ورود به زندگی  فیلم در یک سراشیبی می‌افتد. دیگر نه خبری از نماهای چشم‌نواز ابتدایی فیلم است، نه داستان عاشقانه‌ای که علی‌رغم کاستی‌هایش تا اینجا خوب پرورانده شده بود. با ورود به زندگی سارا مشکلات و دغدغه‌های دختری ترسیم می‌شود که اتفاقاً مشابهش در یک پرداخت حساب‌شده‌تر در وارونگی اکنون روی پرده است
Page 1 of 3123
دانلود جدید ترین فیلم های ایرانی و خارجی در کانال کاکو دانلود