خلاصه داستان : داستان فیلم آستیگمات در مورد زندگی نافرجامی هست که سالهای پیش از هم پاشیده است. مرد خانواده که اکنون سن و سالی از او گذشته بود به خانه ای که زن و فرزندان سابقش در آن زندگی میکند برگشته است اما نه از روی دلتنگی و پشیمانی. در واقع با بازگشت او کل زندگی آنها به یکباره متلاشی میشود و از هم می پاشد. پدر سابق خانواده برگشته بود تا خانه ای همسرسابق و فرزندانش را که در آن زندگی میکند را پس بگیرد. اما این خانه اکنون تنها منبع در آمد این زن خانه بوده است و به علاوه تنها سرپناه آنها  بود.  یکی از پسران این خانوداه نیز که رویای پولدار شدن را در سر خود می پرورانددر زیر زمین خانه شان مشغول پرورش زالو بود تا بتواند از این طریق سرمایه ای جمع کند و پولدار شوند. این پسر دلسوز وقتی این اوضاع و احوال را میبیند تلاش خود را میکند تا بتواند باردیگر پدر و مادر خود را آشتی دهد تا به زندگی برگردند اما متاسفانه مادرش قبول نمی کند که بار دیگر با همسر سابقش زندگی کند. به علاوه او در حال ازدواج با مرد دیگری بود. در همین اوضاع و احوال نوه ی آنها که کودکی بیش نبود و به مدرسه میرود در مدرسه برای معلم خود دردسری بزرگ می آفریند که به بار مشکلات آنها افزوده میشود
خلاصه داستان : این سریا ل جذاب و دیدنی که علاوه بر ترسناک بودنش نوعی کمدی و خنده دار هست توانسته یکی از برترین سریال های ساخته شده محسوب شود که از سراسر دنیا بیننده های بسیاری را مجذوب خود کند. این سریال جذاب در حدود 30 سال پس از اولین فیلمهای سه بعدی Evil Dead ساخته شده  است واین سریال به گونه ای  ادامه ی همان فیلم های قبلی این کارگردان از فیلم این سه گانه است.اش که یکی از بزرگترین شخصیت های این سریال است به عنوان یک جوان ساده در یکی از فروشگاه های دوست خود به نام پابلو مشفول به کار است . اش یک خاکستری از زندگی خود به همراه دارد که بری او از ارتش به جا مانده است.این خاکستر یک نوغ اتفاقاتی برای اش به وجود می آورد که زندگی او را هر لحظه دگرگون می کند. در واقع اش هنگامی که از این خاکستر استفاده می کند به او نیرویی خارق العاده می دهد و او به طرز عجیبی تبدیل به یک قهرمان می شود.هنگامی که پابلو چنین چیزی را از دوست خود می بینید از او می خود که خودش نیز از این خاکستر استفاده کند.... اش زمانی از این خاکستر استفاده می کرد که بتواند به مردم خود کمک کند. و دوستش پابلو نیز همین هدف را دنبال می کرد.
خلاصه داستان : داستان فیلم دزدی ویسکی یا راهزن مست  در مورد یک سرقت مسلحانه هست که سالها پلیس به دنبال عاملین آن میگردد اما هیچ کاری نتوانسته است از پیش ببرد. این اتفاق که بین سالهای  1993 تا 1999، می افتد.و یک نفر توانسته بود که در بین این سالها تقریبا از تمام مراکزی که در یک شهر وجود داشته سرقت کند و پلیس نیز نتوانسته بود او را پیدا کند.سرقت هایی که تنها یک نفر بدون کمک از کسی و بدون وجود همدستان اتفاق افتاده است اکثرا در مراکزی مانند بانک ها ، دفاتر پستی وحتی از آزانس های مسافرتی نیز دزدی کرده است. در واقع او یک شخص بی رحم است و برای موفقیت در کار خود از هیچ ظلمی غافل نمی شود و حتی متاسفانه در این سرقت های مسلحانه چندین نفر را قربانی اهداف خود کرده است.اما پلیس حتی یک سر نخ نیز از او بدست نیاورده است با وجود اینکه او تنها بوده و از مراکز زیادی دزدی کرده است. در واقع در طول مدت این سالها که آن شخص همچنان به اعمال زشت خودادامه می داده ، پلیس نیز از یافتن او تقریبا نا امید شده است.تنها عامل و نشانی که در طول مدت این شش سال پلیس توانسته بود رد کوچکی از او پیدا کند بوی خاص و متفاوتی بود که او از خود به جای میگذاشته است. اما باز هم برای پلیس عاملی برای دستگیری وجود نداشته است . فقط تا جایی بوده است که رسانه ها از او به عنوان راهزن مست نام برده اند
خلاصه داستان : آرو ( Arrow) یک سریال تلویزیونی آمریکایی است . این سریال اولین سریال دنیای مشترک کماندار می‌باشد. داستان این سریال در مورد میلیاردر دختربازی به نام الیور کوئین (استیون امل) است که بعد از غرق شدن کشتی شان و گذراندن پنج سال از زندگی‌اش در یک جزیره دور افتاده به نام «لیان یو»، به شهر خود استارلینگ سیتی بازمی‌گردد و تصمیم می گیرد با پوشیدن لباس مبدل و استفاده از تیر و کمان جلوی جنایت و فساد در شهرش بایستد. داستان این سریال بر پایه شخصیت گرین اَرو در کمیک‌های شرکت دی‌سی کامیکس می‌باشد. همچنین از دیگر شخصیت‌های این کمیک‌ها مانند: اتم، قناری سیاه، روی هارپر، فلش و… نیز استفاده شده‌است. داستان در مورد شخصیت پولداری به نام الیور است که بعد از غرق شدن کشتی و حوادث پر از فرازو نشیب به زادگاه خود بر میگردد و تصمیم میگیرد با پنهان کردن شخصیت اصلی خود به وسیله ی تیرو کمان از مردم مظلوم و بیگانه شهر خود دفاع کند و ادامه داستان ....
خلاصه داستان : امیر (با بازی میلاد کی‌مرام) فردیست که تمام بدبختی‌های اطرافیانش را تحمل می‌کند و همگی به او رجوع می‌کنند. از دوستش علی گرفته که دست به دامن او شده تا نگذارد زن طلاق گرفته‌اش با فرزندشان یعنی اردلان به خارج کشور برود تا خود زن علی که از آنسو در خانه استیجاری امیر به همراه اردلان قایم شده و از او کمک می‌خواهد تا علی را سرعقل بیاورد. اما در میانه فیلم متوجه میشویم غزل و پسرش هم به امیر پناه آورده اند. کشمکش ها میان علی و همسر سابقش بر سر فرزند مرتب بیشتر و بیشتر میشود تا آنکه ناگهان موضع آنها بدون هیچ دلیل قانع کننده ای کاملا عوض میشود و حالا دعوا بر سر نخواستن بچه است. غزل قرار است به کانادا برود تا به معشوقش که به تازگی در فضای مجازی با آن آشنا شده است، برسد و علی هم آنقدر آدم بی کفایت و بی مسئولیتی هست که نتواند بار پدر بودن را بر دوش بکشد. درنهایت امیر میشود قیم فرزند علی و غزل. خانواده خود امیر نیز دیگر افرادی هستند که امیر باید مشکلاتشان را حل کند چون به نظر می‌رسد تنها عاقل آنهاست، خواهری با نام ریما (با بازی سحر دولتشاهی) وجود دارد که در آستانه ۳۵ سالگیست و مشکلات روانی حادی دارد و پدر و مادر از دست او عاصی شده‌اند. امیر در طول فیلم با تمام این مشکلات روبرو می‌شود و سعی در حل و فصل کردن آنها به روش خود دارد.
دانلود جدید ترین فیلم های ایرانی و خارجی در کانال کاکو دانلود