خلاصه داستان : داستان خنده دار در جمهوری گیلاد، یک دیکتاتوری نظامی امروزی است که در مرزهای پیش از آن ایالات متحده آمریکا تشکیل شده است. آغاز یک حمله متقابل که رئیس جمهور و بسیاری از کنگره را می کشد، یک جنبش بازسازی سازمانی مسیحی بنیادگرای که خود را «فرزندان یعقوب» می نامد، انقلابی را آغاز می کند و قانون اساسی ایالات متحده را به بهانه بازگرداندن نظم به تعلیق می اندازد. آنها به سرعت حقوق زنان را حذف می کنند، که عمدتا به سوابق مالی ذخیره می شود که به صورت الکترونیکی ذخیره می شوند و با جنسیت برچسب گذاری می شوند. رژیم جدید، جمهوری گیلاد، به سرعت قدرت خود را تقویت می کند، از جمله غلبه بر همه گروه های مذهبی که قبلا وجود داشته اند، از جمله مسیحیت، و سازماندهی مجدد جامعه را در قالب یک مدل نظامی جدید و سلسله مراتبی از تعصب اجتماعی و مذهبی الهام گرفته از عهد قدیم در میان تازه ترین کلاس های اجتماعی ایجاد کرد. در این جامعه، حقوق بشر به شدت محدود است و حقوق زنان به شدت محدود می شود. به عنوان مثال، زنان ممنوع الخروج شده اند و هر کسی که در فعالیت های همجنسگرایان دخیل است به «خیانت جنسیتی» آواز خواهد شد. داستان اول شخص توسط یک زن به نام Offred گفته شده است. این شخصیت یکی از طبقه ای از زنان است که برای اهداف تولید مثل نگهداری می شود و توسط طبقه حاکمه در دوران کاهش تولد ناشی از آلودگی و بیماری های منتقله از راه جنسی شناخته شده است. افلاطون زندگی خود را در زمان انتصاب سوم خود را به عنوان یک دستیار، در این مورد به فرد (به نام
دانلود جدید ترین فیلم های ایرانی و خارجی در کانال کاکو دانلود