آخرین فیلم و سریال ایرانی


خلاصه داستان : بدون تاریخ بدون امضا فیلمی به کارگردانی وحید جلیلوند، نویسندگی وحید جلیلوند و علی زرنگار و تهیه‌کنندگی علی جلیلوند محصول سال ۱۳۹۵ است. فیلم بدون تاریخ بدون امضا توانست در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر جوایزی را دریافت کند. ساختار داستانیِ «بدون تاریخ بدون امضا» ایده‌های اصلی فیلم قبل را گرفته و در بستری متفاوت پیاده کرده است. برخورد بین دو طبقه اجتماعی متفاوت، اختصاص دو خط داستانی به شخصیت‌های حاضر در هر طبقه و درنهایت مرکزیت یافتن مفاهیمی چون وجدان شخصی و اجتماعی در این برخورد از تم‌های محوری فیلم هستند که به‌نوعی در «چهارشنبه 19 اردیبهشت» هم حضور داشتند. فیلم با سکانس تصادف دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) با خانواده‌ای که چهارنفره پشت یک موتور نشسته‌اند آغاز می‌شود. نیش و کنایه‌های پدر خانواده (نوید محمد زاده) به بی‌توجهی دکتر و اشاره به قرضی بودن موتورش در همان ابتدا تنش‌های ناشی از اختلاف طبقاتی را وارد فیلم می‌کند. با برخورد انسانی و گرم دکتر ماجرا ختم به خیر می‌شود اما مرگ فرزند آن‌ها چند ساعت پس از تصادف، داستان را وارد مرحلهٔ دیگری می‌کند. عنصر اصلی پیشروی فیلم شک و تردیدی است که پیرامون دلیل مرگ کودک شکل می‌گیرد. کاوه نریمان باوجود مدارک معتبر در رابطه با بی‌تأثیر بودن تصادف و اثبات مسمومیت غذایی در بدن کودک، باز هم نمی‌تواند فکر آن خانواده را از ذهن خود بیرون کند و تا آخرین سکانس فیلم برای کشف دلیل واقعی ماجرا و نقش خودش در آن تلاش می‌کند.
خلاصه داستان :  جوانی شهرستانی که همراه تنبور خود به تهران آمده، «راه رفتن روی سیم» را آغاز می‎کند. داوود (احمد مهرانفر) جز نواختن تنبور کار دیگری بلد نیست و از سویی نمی‎تواند با حقوق حداقلی یک کارگر ساده در تهران سر کند. او پس از جستجوی بی‎نتیجه کار در بازار، به سراغ تنها آشنای خود در تهران می‎رود. حبیب حقوقدان است و نمی‎تواند کمک زیادی به یک نوازنده تنبور بکند. داوود از خانه حبیب دست خالی بر نمی‎گردد. او افسانه (اندیشه فولادوند) را پیدا می‎کند. دختری چادر بر سر و سر به زیر. داوودِ آرام و ساده‎دل نیمه دیگر خود را در افسانه می‎بیند.  ما افسانه زندگی دیگری نیز دارد. او مغز متفکر و به نوعی اوراکل بند موسیقی راک جیرجیرک‎ها است. شخصیت واقعی او شر و شور، بی‎قید و معترض است و ظاهری کاملاً متضاد با بافت خانوادگی خود دارد. او قرار بوده مظهر تناقضات جامعه باشد؛ جامعه‎ای درگیر میان سنت. فیلم ادعا می‎کند دنبال مفاهمه است. مفاهمه نسل قدیم و جدید. مفاهمه موسیقی مقامی و موسیقی مدرن. مفاهمه حس و منطق. مفاهمه سنت و مدرنیته. فیلم موسیقی را وسیله این کار قلمداد می‎کند و با راه رفتن روی تارهای ساز به دنبال رسیدن به سنتز در دیالکتیک خود است. سکانسی که داوود شروع به نواختن تنبور در جواب صدای پنکه می‎کند، این امید را در تماشاگر زنده می‎کند که قرار است فیلمی موزیکال یا حداقل درباره احوالات یک نوازنده ببیند.