خلاصه داستان : کریپتون یک سریال تلویزیونی آمریکایی است که توسط دیوید سید گویر برای سیفی ساخته شده است. این مجموعه در سیاره ی نامنظم، تقریبا 200 سال قبل از تولد Kal-El / Superman و برای نابودی نهایی این سیاره، با تمرکز بر پدربزرگش، ساخته شد. داستان سریال کریپتون در باره سگ آل و پدر جور آل و پدربزرگشان را روایت می کند که به طور کامل یه جامعه که متشکل از خاندان آل بوده است از جامعه ترد شده اند. سگ آل که در بین این خاندان است یک دانشمندو نابغه مکانیکی است که تمام تلاش خود را میکند ته بتواند تمام خاندان خود را دوباره به جامعه بر گرداند.سگ آل در پایین ترین نقطه ی سیاره کریپتون زندگی میکنند. کریپتون به پیروی از پدربزرگ سوپرمن، Seg-El، خانواده اش، خانه ال، تحت فشار قرار گرفته است. Seg-El برای از بین بردن افتخار خانواده اش و نجات جهان عاشقش از هرج و مرج مبارزه می کند. 200 سال قبل از زمان سوپرمن رژیم فاسد کریپتون رهبری کرده است وال، پدربزرگ Seg-El، برای خیانت و محکوم به اعدام محکوم شده است. Seg و والدین او از امتیازات خود دور می شوند و به لانه های طبقه پایین می روند. چهارده سال بعد، پس از جلوگیری از حمله تروریستی به انجمن قانونگذاران، کارمند ارشد دارون-وکس، همان مردی که El ها را محکوم کرد
خلاصه داستان : داستان فیلم در آینده رخ می دهد و دورانی را به تصویر می کشد که هیولاهایی ناشناخته زمین را به تسخیر خود درآورده اند و کوچک ترین صدایی می تواند آنان را به سوی انسان کشانده و سبب نابودی شان شود. در این وضعیت ما داستان لی ( جان کراسینسکی ) و اِولین ( امیلی بلانت ) و فرزندانشان را دنبال می کنیم. خانواده ای که کاملاً در سکوت مطلق قرار دارند و تمام مواردی که باعث می شود صدایی تولید شود و امنیت خانواده به خطر بیفتد را نیز زیر نظر دارند تا اشتباهی رخ ندهد. اما وضعیت برای این خانواده زمانی که اِولین باردار است و کودکی در حال تولد است پیچیده می شود . « یک مکان بی صدا » در همان مقدمه نفس گیرش مخاطب را با یک چالش جدی مواجه می کند و آن اینک سر و صدا می تواند به منزله پایان زندگی برای شخص باشد! در دنیای آخرالزمانی که فیلم ترسیم کرده، هر صدایی در مقیاس حداقل یا حداکثری، می تواند هیولاهای عجیب و غریب فیلم را به سوی سوژه کشانده و سبب نابودی آن گردد در واقع آنها در مرحله ای زمان قرار گرفته اند که با موجوداتی برخورد کرده اند که هر گونه ارتعاش صوتی آن موجودات فرا زمینی را به سمتشان فرا می خوانند. و آنها مجبورن در هر حالی که هستند بی سر صدا باقی بمانند حتی صدای تفس آنها باعث می شود که آن هیولاها به سمتشان بیایند.
خلاصه داستان : این داستان پس از آن در سال 1995 در سارایوو ادامه دارد، جایی که یک تیم نیروی دریایی پنهان به عنوان روزنامه نگاران دستگیر و استخراج ژنرال صربی ، که مسئولیت بسیاری از آزار و اذیت های متعدد را دارد.  با این حال، عملیات پنهانی آنها به خطر افتاده است و این تیم مجبور است که از تسلیحات سرب در یک مخزن فرار کند و باعث ایجاد آسیب فراوان از طریق این شهر شود.  بازگشت به پایه، تیم برای اعمالشان مجازات می شود و یک بار به مدت  سه روز محل کارشان را را ترک می کنند.  یکی از اعضای تیم، استنون بیکر، عاشق  پیشخدمتی به نام  لارا می شود . به زودی پس از آن، برخی از اراذل و اوباش توسط برادر لارا وارد میشوندو و تقاضای چیزی از او میکنند.. خوشبختانه رهبر گروه به نام مت بارنس  برای مبارزه با اراذل و اوباش می آید و لارا تصمیم می گیرد که نشان دهد که اوباش بعد از اینکه شمش طلای  او نگهداری می کند، ارزش 150،000 دلار دارد.  او توضیح می دهد که پدربزرگش تنها کسی بود که از قتل عام غیرنظامیان جان سالم به در برده است.. او نشان می دهد که حداقل 2000 شمش طلا، ارزش حداقل 300 میلیون دلار دارد که به شدت به مردم محلی در یک کشور جنگ زده کمک می کند.
خلاصه داستان : Wildling یک فیلم وحشتناک فانتزی 2018 است که کارگردان فریتز بوهم با بازی های بل پاولی، براد دوفیف، لیو تایلر و کالین سل-سرده و بازیگران جیمز لیگروس، مایک فایست و تروی روپاتش کارگردانی کرده است. این فیلمنامه توسط بوهم و فلورین ادر نوشته شده است. این طرح به دنبال آنا، دختر نوجوانی است که ریشۀ تاریک پشت دوران کودکی را در بر می گیرد. آنا دختری است که سالها در خانه ای زندگی میکند و به گونه ای رفتار میکند که همه افراد از او می ترسند او در این خانه خیلی مرموزانه زندگی میکند .اما اطرافیانش کم کم متوجه می شند که او سالها از پدر پیر خود در زیر زمین خانه اش نگه داری می کرده است . اما پدر او یک فرد معمولی نبود.او تبدیل به یک هیولایی شده بودکه آنا از او نگه داری میکرد.در واقع آنا تمام دوران خودکی خود را صرف نگه داری پدر در زیر شیروانی خانه اش کرده بود . وقتی آنا کم کم رو به رشد می رود و بزرگتر می شود کابوس هایی به سراغ می آید که ترس و وحشت تمام وجودش را فرا میگیرد.هم نشینی با هیولا در تمام سالهای دوران کودکی در جسم و روح آنا اثرات منفی به جای گداشته است. حال آنا باید سعی کند که این وحشت را از خود دور کند.
خلاصه داستان : Hostiles یک فیلم غربی آمریکایی در سال 2017 است که توسط اسکات کوپر نوشته شده و به کارگردانی خودش  بر اساس یک داستان توسط دونالد استوارت ساخته شده است. داستان این فیلم درباره یک افسر صلیبی ایالات متحده است که باید در سال 1892 یک سرباز چاینن و خانواده اش را به خانه خود در مونتانا هدایت کند. در سال های قدیم ،وسلی گواید و خانواده اش توسط یک حزب جنگی کامانچ مورد حمله قرار می گیرند که او را به قتل می رساند و او را سرزنش می کند و سه فرزندش را شلیک می کند، در حالیکه همسرش به نام روسالی موفق به فرار می شود، و مخفی می شود. در نیومکزیکو، کاپیتان یک خانواده فرار آپاچی را می کوبد و آنها را به قلعه باز می گرداند. او سپس به دفتر سرهنگ بیگز فراخوانده می شود، که او را از دستورات نهایی خود قبل از بازنشستگی مطلع می کند. رئیس جمهور چیین همراه با خانواده اش، به سرزمین های قبیله ای خود در مونتانا رفته است. آنها سفر خود را آغاز می کنند، اما از مسیر خود برای بررسی خانه های کوره شده فرار می کنند. در داخل آنها روسالی روحیه عاطفی روحانی را پیدا می کنند، که اگرچه در ابتدا با توجه به حمله قبلی نسبت به خانواده شین، خصومت آمیز بود، موافقت می کند که بعد از اینکه او از مسدود کننده استفاده می کند، در اردوگاه خود بخوابد. روز بعد او متقاعد شده است که خانواده اش را دفن کند و جزئیات Blocker را تا پایان عمر خود متوقف کند. آنها به زودی توسط حزب کامانچ  به طور جدی زخمی شده بودند، دستگیر میشوند.
Page 1 of 812345...Last »
دانلود جدید ترین فیلم های ایرانی و خارجی در کانال کاکو دانلود