آخرین فیلم و سریال ایرانی


خلاصه داستان : شکلاتی فیلمی به کاگردانی سهیل موفق و تهیه کنندگی ایرج محمدی محصول سال ۱۳۹۵است. این فیلم در تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده است. «شکلاتی» یک اثر متفاوت در ژانر کودک و نوجوان به‌شمار می‌رود که نگاه تازه‌ای به دنیای کودکان دارد. «شکلاتی» اولین فیلم بلند سینمایی سهیل موفق در ژانر کودک و نوجوان است که شهریور ماه ۱۳۹۵ در تهران کلید خورد و اوایل آبان ماه پس از گرفتن سکانس‌هایی در شمال کشور، فیلمبرداری آن در کارخانه شکلات‌سازی به پایان رسید.همه چیز از یک جعبه شکلات شروع شد. یعنی من بچه بودم … بچه هم که باشیم بازم شکلات عاشقانه‌ترین مزه دنیاست اما «شکلاتی» اولین فیلم بلند سینمایی سهیل موفق در ژانر کودک و نوجوان است که شهریور ماه در تهران کلید خورد و اوایل آبان ماه پس از گرفتن سکانس هایی در شمال کشور، فیلمبرداری این پروژه در کارخانه شکلات سازی به پایان رسید. در خلاصه داستان «شکلاتی» آمده است: همه چیز از یک جعبه شکلات شروع شد. یعنی من بچه بودم ...بچه هم که باشیم بازم شکلات عاشقانه ترین مزه دنیاست اما...شکلاتی» ظرفیت رقابت در جشنواره های تخصصی بین المللی را هم دارد. البته اگر جشنواره فیلم فجر جایگاه ویژه‌ای برای ژانر کودک و خانواده در نظر می گرفت باعث خوشحالی و افتخار بود که در این رویداد حضور پیدا کنم ولی طبق سنوات گذشته فیلم هایی از ژانر کودک و نوجوان یا برای رقابت در بخش اصلی انتخاب نمی‌شوند یا اگر هم به این رویداد راه پیدا می‌کنند به حاشیه رفته و مورد توجه قرار نمی گیرند.
خلاصه داستان : فیلم پولاریس فیلمی از ساخته های سودابه مرادیان در آمریکا و با همکاری کریستینا جولی و مهدی داوری می باشد.این فیلم روایت اتفاقاتی برای بازیگران  یک شب تا صبح را به نمایش می گذارد . داستان یک عکاسی هست که در پی عکس گرفتن از جنگ ایرانی-آمریکایی وبا  همراه همسرش در تلاش می باشد. این دو زوج که در یک آپارتمانی با هم زندگی میکنند و در پی آن برای آنها مشکلاتی در این آپارتمان به وجود می آید که مجبورند خانه خود را ترک کنند و به یکی از خانه های همسایه پناه ببرند.که در آن خانه همسایه با حوادثی روبرو می شوند که حتی فکرشم نمی کردند و زندگی آن دو به گونه ای دیگر رقم میخورد.  داستان فیلم پولاریس درباره رازی است که از شب تا صبح آن روز برای آنها آشکار میشود. «ستاره شمال» نمایشی از تجلی جنگ میان ناامیدی و امید است که با عشق ترکیب می شود. داستان فیلم حول 3 شخصیت اصلی یعنی پوریا و باران و دنیل متمرکز است. زن و شوهری که اوضاع از کنترلشان خارج می شود و به خانه همسایه می روند و همانجاست که اسرار پنهان، رفته رفته رو میشوند و در نهایت به یک نقطه غیرقابل بازگشت می رسند. فیلمنامه این کار اثر مشترک سودابه مرادیان و نغمه ثمینی است
خلاصه داستان : داستان انیمیشن بردوینر ( نان آور ) در مورد دختر بچه ی سخت کوش و زحمت کشی است که برای خانواده اش تلاش بسیار میکند و در واقع به گونه ای خرج و مخارج زندگی رو دوش اوست و زندگی خانواده اش را می چرخاند. او در افغانستان زندگی می کند و در شرایط بد جنگ و طالبان به سر می برد.پدر این دختر بچه نیز به علت نا عدالتی دستگیر می شود در زندان به سر می برد به همین علت این دختر بچه خود را به شکل پسر ها در آورده است و سخت کار میکند. پروانا نام این دختر بچه است که سال ها پیش برادر بزرگتر خود را از دست داده است و دارای یک خواهر کوچک تر است و تنها خود فرد بزرگتر خانواده است که در نبود پدر زندگی را تامین میکند. هنگامی که پروانا مشغول کارکردن است یک دختر دیگر مانند او نیز به پروانا می گوید که اگر به زندان برود و رشوه دهد می تواند پدر خود را ببیند . به همین دلیل پروانا این کارا را انجام می دهد اما متاسفانه با شکست روبرو می شود و نمی تواند پدر خود را ببیند و متاسفانه نصفی از پولهایش را از دست می دهد. بعد از این داستانها او فکر میکند که بهتر است با رشوه دادن به مامور زندان پدر خود را فراری بدهد. پس او سعی می کند و سخت کار می کند که پول بیشتری جمع کند تا موفق به این کار شود.
خلاصه داستان : داستان فیلم بی عشق  در مورد والدینی می باشد که مدتی هست بدون هم زندگی میکنند و تقریبا هیچ تاثیری روی زندگی یکدیگر ندارند. آنها به قدری ازهمدیگر دور شده اند که تقریبا هیچ وابستگی بین آن دو حاکم نیست این والدین دارای یک فرزندی می باشد  که کم کم در جریانی این زندگی بی عشق و بی توجهی پدر و مادر فرزندشان گم می شود. فیلم بی عشق در مسکو ساخته شده است و یک روز که مدرسه تعطیل می شود و دانش آموزان در راه رفتن به خانه هستند پسر این والدین به نام آلکسی تصمیم میگیرد که از خیابانهای شهر بگذرد و مثل همیشه مسیر تکراری را نرود.او بعد از رد شدن از خیابان و رودخانه ای که در حومه ی شهر بود میگذرد.آلکسی طور ی قدم می زد که گویی هیچ علاقه ای برای رفتن به خانه ندارد.پدر مادر آلکسی در حال گرفتن طلاق روزها را میگذرانند و هر دوی انها تلاش میکنند که یک زندگی جدید را با شخص دیگری شروع کنند. بالاخره آن روز والدین الکسی هرچقد منتظر بازگشت الکسی از مدرسه می شوند اما او بر نمی گردد. آنها جریان را به پلیس اطلاع می دهند اما در ابتدا پلیس ادعا میکند که بخاط رفتار پدر مادر کودک آنها فرار کرده است اما با گذشت چند روز از ناپذید شدن آلکسی پلیس قضیه را جدی میگیرد و گروهی سریعا مشغول یافتن آلکسی میشوند.